نمونه

گفت-و-گوٰ با نیکی ِ کریمی نه چندان خواندنی ست که 0015تومان پای ِ خریدن ِ یک مجلّه‌یِ زنانه بدهم. دوستان‌ام گفتند «ایران‌دُخت» ِ این هفته یادنامه‌اي برایِ مهدی ِ سحابی و نوشته‌اي از کیوان ِ ساکت به یاد ِ پرویز  ِ مشکاتیان منتشر کرده است تا مجاب شوم و جز «هنر  ِ موسیقی»، «فرهنگ-و-آهنگ»، «بخارا»، «چشم‌انداز  ِ ایران»، «آیین»، و «رودکی» ِ این ماه ایران‌دخت ِ این هفته را نیز بخرم[1].

      امّا، نه یادداشت ِ کوتاه ِ تحریریّه برایِ زنده‌یاد سحابی و نه نوشتار  ِ کیوان ِ ساکت، به یاد ِ مشکاتیان، به دل‌ام چسبید. تنها بهره‌اي که از این شماره‌یِ مجلّه‌یِ ایران‌دخت بردم دو مقاله‌یِ خبری ِ کوتاه در معرّفی ِ «فن‌آورده»هایِ تازه‌یِ McAfee و SONY بود[2] -- مقاله‌هایي که اصل ِ انگلیسی ِ آن‌ها را چندي پیش در سایت‌ها دیده و کنار گذاشته بودم تا سر  ِ فرصت بخوانم و ترجمه کنم و سر در بی‌آورم. تحریریّه‌یِ ایران‌دخت، امّا، زحمت ِ آن‌ها را کشیده، تمام  ِ مقاله‌ها را با آب-و-تاب ِ زیاد و بی یادي از منبع، ترجمه کرده بودند؛ چیزي که نه در مرام  ِ مهدی ِ سحابی ِ مترجم است و نه مهدی ِ سحابی ِ روزنامه‌نگار. جز این، گپ-و-گفتي با منیژه‌یِ حکمت –کارگردان ِ «زندان ِ زنان»-- و زهرا مجرّدی --همسر  ِ محسن ِ میردامادی--، پرونده‌اي برایِ خودروٓیِ فوتبالیست‌هایِ ایرانی، و... نوشته‌اي از لیلا اوٓتادی به بهانه‌یِ کنسرت ِ گروه ِ «آوای ِ مهربانی» با سینا سرلک از “اختصاصی”هایِ این شماره (یِ 23/آبان/88) بود اند. “چه‌گونه کودکان ِمان را کتاب‌خوان کنیم” از علی‌اصغر  ِ سیّدآبادی ِ شاعر و نویسنده‌یِ کودک در بخش ِ ‘پدران و مادران’، نیز خالی از لطف نبود.

      باری، از 0015تومان ِ “مجلّه‌اي برایِ زندگی” نه چیزي به درد ِ من خورد، نه در برایِ تهیّه‌کنندگان‌اش نان ِ شب شد. اگرچه کنار آمدن با مسئله‌هایِ اقتصادی و ممیّزی، از سویي، دست-اندر-کاران ِ مطبوعات را (به ویژه در باب ِ زنان) از رسیدن به «حدّ ِ اقلّ ِ مطلوب» و دل‌خواه ِشان باز می‌دار، و از سویِ دیگر، خوانندگان را به درک ِ «مشکلات و موانع» ِ بر سر  ِ راه ِ یک ورق مطبوعه رهنمون می‌شود ولی، برایِ مجلّه‌اي که نام  ِ محمّد ِ قوچانی را، به مشورت و نظر کردگی، به یدک می‌کشد انتظاري بیش از این عجیب نی‌ست[3]. افسوس که این روزها شماري از مطبوعات (اعمّ از اصول‌گرا و اصلاح‌طلب، روزنامه و گاهنامه) رنگي از نوآوری‌هایِ این سردبیر  ِ تازه-از-زندان-در-آمده[4] به خود برده اند ولی هیچ‌کدام دیگر رنگ-و-بویِ قوچانی ندارند.

×××

«ایران‌دخت» با امتیاز  ِ مجمع ِ اسلامی ِ بانوان به مدیریّت ِ مسؤول ِ محمّدحسین ِ کرّوبی، و با عِنوان ِ “مجلّه‌اي برایِ زندگی” در حوٓزه‌یِ زنان، کودکان و خانواده، هر هفته منتشر می‌شود. طرح ِ گرافیکی ِ تمام‌رنگی با کاغذ ِ گلاسه‌یِ ارزان و چهارچوب ِ گرد-گوشه (rounded rectangle) با نقش-و-نگار  ِ ساده‌یِ قرمز، قیافه‌اي ست که ایران‌دخت، همچون بیشتر  ِ هفته‌نامه‌هایِ این روزها (مثلّث، پنجره و...)، شبیه به «شهروند ِ امروز»، به خود گرفته. در کنار  ِ این، اگرچه چیدْمان (layout) ِ نوشتاری و خبرنویسی، و هم وجود ِ “نظارت” ِ شخص و دار-و-دسته‌یِ محمّد ِ قوچانی در شناس‌نامه‌یِ ایران‌دخت به چشم می‌خورد امّا، این نشریّه با رویِ جلدهایِ جوان‌پسند و مقاله‌هایِ جاهلانه، خیلی زود در جوار  ِ مجلّه‌هایِ «زنان و خانواده» به خاله-زنک-بازی نشست.

      رنگ ِ سیاه ِ صفحه‌هایِ ‘حوادث’ و حاشیّه‌پردازی‌ها و پرونده‌سازی‌هایِ در باره‌یِ زندگی ِ خصوصی ِ چهره‌هایِ زن ِ داخلی و خارجی ِ روز نقد و بررسی ِ رویدادهایِ اجتماعی-سیاسی ِ زنان را در ایران‌دخت کمرنگ می‌کند. مسؤولان ِ این هفته‌نامه‌یِ «زنان و زندگی»، طرح ِ مسئله‌یِ حقوقی و اجتماعی ِ “جهان ِ زنان” را به بیست صفحه‌یِ پایانی ِ خود و سردبیری ِ مریم  ِ باقی، همسر  ِ قوچانی، و مریم  ِ شبانی سپرده (یا، فشرده) اند.

      علاوه بر ‘صفحه‌هایِ صورتی’ در باب ِ “ظاهر  ِ زیبا”یِ مد و مدل ِ کیف و کفش و لباس، و چند برگه از دنیایِ بارداری و بچه‌داری و “خوردنی‌ها”، نیازمندی‌ها یا ‘Yellow Page’ ِ ایران‌دخت در واپسین 10 صفحه‌یِ “بازارچه‌یِ خانواده” است.

×××

از نظر  ِ من، ایران‌دخت ستون ِ به-درد-خور کمتر دارد و در کل، هفته‌نامه‌یِ دندان‌گیري نی‌ست. چند تکشماره‌یِ پراکنده‌اي که گرفته ام مرا برایِ شماره‌یِ هفته‌یِ بعد مشتاق نکرد و از هر انگیزه‌اي خالی ست[5]. البتّه از «شجره‌نامه‌یِ شجریان»، «سوگ‌نامه‌یِ بانو رزا منتظمی»، و «گفت-و-گو با مسعود ِ کیمیایی به بهانه‌یِ نمایش ِ محاکمه در خیابان» در برخي شماره‌ها بهره‌اي برده ام، که بی‌ارتباطی ِ آن با جامعه‌یِ مدنی ِ زنان از عنوان ِشان برمی‌آید!

      شاید، اگر مزیّن به عکس‌هایِ رضا معطّریان نبود رویِ دکه به جلد ِ «ایران دخت» هم نگاه نمی‌کردم!

..:. پیْ‌نوشت:



[1] «2هزار + 2هزار + 5هزار + هزار-و-500 + هزار-و-500 + 500» به ترتیب بهایي ست که برایِ خرید ِ این‌گونه نشریّه‌ها از جیب ِ من در می‌رود؛ بی آن که «رضایت ِ تمام» داشته باشم یا به کار-ام بی‌آیند. («در-رفت» ِ پارسی را سیّداحمد ِ کسروی برابر  ِ «هزینه»یِ عربی ساخته و نهاده است.)

[2] «فن‌آورده»ها را از ‘فراورده‌هایِ فن‌آوری’ (به معنایِ محصولات ِ تکنولوژیک) کوتاه کرده ام.

[3] به نظر می‌رسد عذر  ِ ممیّزی ِ این‌گونه نشریّه‌ها (یِ حوزه‌یِ زنان و خانواده) در تیره-و-تار کردن ِ تنگی-و-تاریکی و زدن ِ سر-و-تهْ ِ لباس‌هایِ زیر و رو و، در کل، پوشش‌ها و آرایش‌ها ست؛ نه سانسور  ِ نقد و بررسی ِ مسئله‌یِ حقوقی ِ زن. اگر این‌گونه باشد، پس «مشکلات و موانع» به راستی درک‌نکردنی و فقط دیدنی ست! جایِ سوآل دارد که چرا چهره‌یِ بزک‌کرده‌یِ دختربچه‌ها رویِ مجلّه‌یِ خانواده‌یِ یشمی ِ خال‌خال-پشمی شامل ِ ممیّزی نمی‌شود؟

      در یک نگاه ِ کلّی، درد ِ دیرینه‌یِ جامعه‌یِ زنان درافتادن ِ حکومت‌هایِ ایرانی با هرگونه جنبش ِ تندروٓ یا میانه‌روٓ  ِ این «رکن ِ نخست ِ خانواده» و، در نتیجه، فاسد دانستن و خلاء ِ نشریّه و کتاب‌هایِ این حوٓزه است. تا جایي که در سراسر  ِ تاریخ ِ مطبوعات ِ این مرز-و-بوم، تنها نمونه‌یِ تخصّصی نشریّه‌یِ اجتماعی ِ مدافع ِ حقوق ِ خانواده «زنان» ِ شهلا شرکت بوده است که پس از 14سال انتشار  ِ ماهانه، در زمان ِ ریاست ِ جمهوری ِ دکتر محمود ِ احمدی‌نژاد، گویا به دستور  ِ قوّه‌یِ قضاییه (؟)، به محاق ِ‌ توقیف ِ ابد رانده شد. در حالي که همین امروز، با وجود ِ تفکّرهایِ مردسالار و زن‌ستیز یا مذهبی و سنّتی در ایران ِ اسلامی، هزار و چند صد عنوان نشریّه‌یِ زنانه و خانواده و آش‌پزی فی‌خالدون ِ بازیگران ِ ایرانی و خارجی و آخرین خبرها و عکس‌هایِ «شهلا» را رویِ پیش‌خوان ِ کیوسک‌هایِ مطبوعاتی می‌گذارند.

      «ایران‌دخت»، «هنر  ِ آش‌پزی» و «برش»، البتّه، از نوع ِ اخلاقی ِ مجلّه‌هایِ زنانه هست اند.

[4] به پیش‌نهاد ِ استاد داریوش ِ آشوری، تیره‌یِ کوتاه (-) در خطّ ِ فارسی می‌توان ِ مشکل ِ ترکیب‌ها (عطفی و جز آن) را حل کند. بدین گونه که در واژه‌هایِ معطوف، پیش و پس از واو تیره‌اي بگذاریم، چراکه این‌ها (بیانگر  ِ) یک کلمه اند: راه-و-رسم، ساز-و-کار، پس-و-پیش، گفت-و-گو، آموزش-و-پرورش و... . گونه‌یِ دیگر  ِ آن می‌تواند در هر ترکیب ِ اشتقاقی یا اصطلاحی باشد که در این‌جا یک نمونه‌یِ جالب ِ آن را می‌بینید: «تازه-از-زندان-در-آمده»!

[5] از اشتیاقي که نشریّات ِ حرفه‌ای در مخاطب می‌انگیزند تا با پی‌گیریِ پیوسته، توصیّه به دیگران، گلچین کردن ِ دوست‌داشتنی‌ها (favorites)، آرشیوسازی، ارتباط ِ نامه‌ای و تلفنی و حتّا، درد ِ دل با روابط ِ عمومی! بر گستره‌یِ خوانندگان بی‌افزایند و رسالت ِ خود را با محبوبیّت به کمال برسانند. «چیستا» با سردبیری ِ پروُفسوُر پرویز  ِ شهریاری، «بخارا» به کوشش ِ علی ِ دهباشی و «هنر  ِ موسیقی» ِ مهدی ِ ستایشگر پس از انتشار  ِ پیوسته چند دهه، از این گونه اند.

Filed under  //  جستارک  
Comments (0)
Posted